3
کرونا همین قدر جدی است

هنوز باورندارم،کاش خواب بود

  • کد خبر : 9577
  • 15 مهر 1399 - 10:55
هنوز باورندارم،کاش خواب بود
این سرگذشت غم انگیز را می نویسم درحالی که هنوز آن را باور ندارم؛ فکر می کنم خوابی بوده و تمام شده، باورنکردنی است نه برای من و نه برای سایر همکارانم.
بیژن جاهد نهاد بیات

ماجرا به یک ماه پیش باز می گردد. یکی از همکاران را دیدم-ما در یک پاساژ مغازه داریم- دیدم که ماسک نزده به او گفتم فلانی چرا ماسک نمی زنی؟

در پاسخم گفت: جانی هست اگر خدا بخواهد می گیرد اگر نخواهد نمی گیرد. به او تذکر دادم که این درست است اما در شرایط فعلی ما باید رعایت کنیم. باید مسایل بهداشتی را رعایت کنیم و به خدا هم امیدوار باشیم.

او آن روز حرفم را جدی نگرفت تا یک هفته بعدش که شنیدم کرونا گرفته و در بیمارستان بستری است. حدود یک هفته ای در بیمارستان بستری بود و با بهتر شدن حالش جهت ادامه درمان به منزل منتقل شد اما پس از گذشت چند روز دوباره حالش وخیم شد و به بیمارستان مراجعه کرد.

ادامه داستانش تلخ است. کارش به دستگاه ونیلاتور کشید و در نهایت به پنج روز نکشیده از دنیا رفت و دو فرزند کوچکش را تنها گذاشت؛ به همین سرعت و به همین تلخی.

این روزها مدام به آن همکار و مکالمه مان فکر می کنم. حتما اگر خطر کرونا را جدی می دانست به خاطر بچه هایش هم که شده ماسک می زد و موارد بهداشتی را رعایت می کرد تا حالا فرزندانش یتیم نشوند.

کرونا همین قدر جدی است و همین قدر به ما نزدیک است و همین قدر خطرناک است؛ آن را جدی بگیریم و با زدن ماسک و رعایت نکات بهداشتی خود و دیگران را دچار دردسرهای جدی نکنیم.

بیشتر بخوانید:  «داغ نبینی دختر»|ماجرای تلخ یک مرگ کرونایی
لینک کوتاه : https://khabarnews.com/?p=9577
سنجش

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 3در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.