2
زمانی برای بزرگ فکر کردن

آمار کرونایی سیاه پوستان بیشتر از سفید پوستان آمریکاست

  • کد خبر : 8305
  • 29 شهریور 1399 - 10:05
آمار کرونایی سیاه پوستان بیشتر از سفید پوستان آمریکاست
بحران کرونا، وضعیت عدالت در سلامت را در ایالات متحده امریکا به نمایش گذاشته است. بی‌عدالتی در سلامت را سازمان جهانی بهداشت، «تفاوت‌های قابل اجتناب، غیرمنصفانه، یا اصلاح‌پذیر» در سلامت تعریف می­‌کند.

این همه‌گیری، نژادپرستی ساختاری در این کشور را برجسته ساخته است: نهادها، عملکردها، اقدامات، و سیاست‌هایی که منابع و فرصت‌های مختلف را در بین گروه‌های نژادی به شکل‌های متفاوتی اختصاص می‌دهند. میزان مرگ‌و‌میر کرونا در میان جمعیت سیاهان، لاتین ­تبارها، و سرخپوستان دو برابر سفیدپوستان است و داده­های آماری شیب اجتماعی اقتصادی قدرتمندی را در این زمینه نشان می­دهد.

در جدول۱ داده­‌های میزان ابتلا و مرگ‌و‌میر ناشی از کرونا در دو گروه سفیدپوستان و سیاهان در چند ایالت امریکا نشان داده شده است. درصدهای جدول بر اساس کل جمعیت هر ایالت محاسبه شده است.

جدول شماره یک: میزان ابتلا و مرگ‌ومیر ناشی از کووید-۱۹ در گروه‌های قومی و نژادی امریکا

همان‌گونه که در جدول شماره۱ مشاهده می‌شود، در همه ایالت­‌ها درصد مبتلایان و مرگ‌و‌میر ناشی از کرونا در میان سیاهان به مراتب بیشتر از سفیدپوستان است و سایر ایالات نیز که در این جدول نشان داده نشده است همین وضعیت را دارند. نویسندگان به عنوان پزشکانی با هویت‌های متنوع (مرد یهودی، زن سیاهپوست، و مردی با تبار آسیای جنوبی) که فعالیت آنها بر عدالت در سلامت معطوف است، اعتراف می‌کنیم که نتوانستیم به نیازهای افراد آسیب‌پذیر پاسخ بدهیم.

با قبول این اصل که عدالت در سلامت علل ساختاری دارد و لذا نیازمند راه‌حل‌هایی در سطح سیاستگذاری است، ما معتقدیم که بحران عدالت در سلامت بر اثر کرونا حامل درس‌های مهمی است که می­‌توانیم اهداف سیاستی عملی برای هر دو موضوع برابری سلامت و بهبود پاسخگویی به بحران کرونا استخراج کنیم.

بحران کرونا این واقعیت را آشکار کرده است که پاسخگویی بخش سلامت عمومی نمی‌تواند از سیاستگذاری عمومی در سطح کشوری و ایالتی جدا باشد. وقتی که رعایت فاصلة اجتماعی به معنای عدم تامین نیازهای اولیه مردم باشد، نمی­‌توان از آنها انتظار داشت که آن را رعایت کنند. حتی پیش از کرونا هم بسیاری از آمریکایی‌ها از تامین نیازهای اساسی خود عاجز بودند. اکنون از هر چهار کارگر یکی شغل خود را از دست داده است، اخراج و اتمام قرارداد کار دارد به رکورد بالایی می‌رسد، شیوع ناامنی غذایی سه برابر شده است، و در نتیجه شاهد صف‌های طولانی برای دریافت غذا هستیم.

این اثرات ویرانگر، به افرادی که در معرض خطر ابتلا به کرونا قرار دارند، فشار می‌آورد تا خطرات سلامت را برای تامین نیازهای حتمی خود تحمل کنند. علاوه بر این، حمایت ناکافی دولت مرکزی از تامین نیازهای اساسی و حساس نبودن آن به نیازهای متفاوت مردم در این بحران، منجر به این شده است که خشم مردم به غلط معطوف به اقدامات سلامت همگانی از قبیل فاصله‌گیری اجتماعی شود. این خشم نیز به نوبة خود، موجب تصمیم زودهنگام ایالت‌ها به لغو مقررات فاصله‌گیری شده است. سیاست عمومی باید مردم را به رعایت فاصله اجتماعی تشویق کند، نه که خود محرکی برای نقض و سرپیچی از آن باشد.

سیاستگذاری عمومی بایستی دولت­‌های ایالتی و مرکزی را به پاسخگویی فعال به کرونا مجهز کند. بانک مرکزی بیش از ۲.۳ تریلیون دلار برای پشتیبانی از بانک‌ها در طول همه‌گیری ارائه کرده است، اما حمایت بسیار کمتری از دولت‌های محلی و ایالتی کرده است. در بسیاری از مواقع دولت‌های محلی با کسری بودجه مجبور به کاهش هزینه‌­ها با توجه به افت درآمدها هستند. چنین کاهش­‌هایی احتمالاً تأثیرات مخربی خواهد داشت: کاهش اقدامات در حوزه سلامت همگانی، عدم تأمین بودجه برنامه‌های دولت برای رفع نیازهای اساسی، و افزایش اخراج از بخش دولتی که متولی بهبود اقتصادی است.

این سیاست‌های نادرست، گروه‌های به‌حاشیه‌رانده را که خود نیز از پیش میزان‌های بالاتری از بیماری‌ها را داشتند، بیشتر از بقیه تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. علاوه بر این، در همه‌گیری، هر چیزی که امکان انتقال بیماری را افزایش می‌دهد، همه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. این پارادوکس بی‌عدالتی است که حتی گروه‌های برخوردار نیز در یک نظام ناعادلانه وضع‌شان بدتر از وقتی است که نظام­ عادلانه‌تر باشد.

گذشته از آشکار ساختن نیاز به هماهنگی اقدامات در حوزه سلامت عمومی با سیاست عمومی گسترده‌تر، کرونا بار دیگر نقش­ گسترده نژادپرستی ساختاری و تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت را نشان داده است. همه در معرض ویروس واحدی قرار می‌گیرند، اما آمریکایی‌های سیاهپوست، لاتینی‌تبار، و سرخپوست، ابتلای شدیدتر و مرگ‌و‌میر بالاتری از آمریکایی‌های سفیدپوست دارند. این بی­ عدالتی­ها را تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت ایجاد می‌کند، یعنی شرایطی که افراد در آنها «متولد می‌شوند، رشد می‌کنند، زندگی می‌کنند، کار می‌کنند، و پیر می‌شوند». سرمایه‌گذاری بیشتر در بیمارستان‌ها و درمانگاه‌هایی که به گروه‌های به‌حاشیه‌رانده خدمت می‌کنند، حتما لازم است، اما مراقبت‌های بالینی به تنهایی نه می‌تواند عوارض و مضرات انباشته شده دوره زندگی را جبران کند و نه ساختارهایی را که باعث افزایش بی‌عدالتی در سلامت می‌شوند، از بین می‌برد.

برای دستیابی به عدالت در سلامت، ما نیاز به فرارروی از نظام مراقبت سلامت داریم و بزرگتر فکر کنیم. اگر در چند جبهه کلیدی سیاست‌های اجتماعی جدیدی وضع شود، هم عدالت در سلامت را می‌توان ارتقا داد و هم پاسخ به بحران کرونا را.

نخستین پیشنهاد ما تامین درآمدی همگانی است که برای تهیة غذا کافی باشد. ناامنی غذایی مسئله‌ای از جنس عدالت در سلامت است که بر گروه‌های اقلیت نژادی و قومی، افراد کم‌درآمد، و جوامع روستایی بیشتر از بقیه اثر می­‌گذارد. «برنامه کمک تغذیه تکمیلی» (SNAP) موثر است اما محدودیت‌های خود را دارد: سطح مزایا معمولاً برای یک رژیم غذایی سالم کافی نیست، و بسیاری از افراد با درآمد بالاتر از نقطه برش SNAP همچنان در ناامنی غذایی به سر می‌برند. درآمد پایه­ای همگانی اکنون ملاحظة مهمی از نظر سیاستگذاری در ایالات متحده است، اما معترضانی هم هستند که می‌گویند پرداخت­ بدون قید و شرط ممکن است مورد سوءاستفاده قرار گیرد. پیشنهاد بدیل ما درآمد همگانی برای تهیة غذاست، یعنی مزایایی که به شکل الکترونیک، ماهانه به همه خانواده‌های آمریکایی داده شود و با آن فقط بتوانند غذاهایی بخرند که در برنامة SNAP به افراد ارائه می‌شود.

این مزایا می‌تواند متناسب با برنامه غذایی نسبتا کم‌هزینة وزارت کشاورزی ایالات متحده (USDA)، که حاوی مواد غذایی توصیه‌شده است، ارائه شود. این سیاست می‌تواند در قوانین دولت مرکزی تصویب شود و با تضمین درآمد کافی برای یک رژیم غذایی سالم، اثرات قابل توجهی در سلامت عمومی خواهد داشت. علاوه بر این، برنامه‌های غذایی معمولاً دارای اثرات «مضاعف»‌اند ، یعنی هر یک دلار که صرف برنامه می‌شود، اغلب در فعالیت‌های اقتصادی بعدی بیش از یک دلار تولید می‌کند و این خود به احیای اقتصادی هم کمک می­کند.

دوم، ما اصلاح و بازسازی بیمه بیکاری را پیشنهاد می­کنیم. شرایط کاری تحت تاثیر نژاد و قومیت نیروی کار بسیار متفاوت است و اشتغال متزلزل و نامطمئن، دستمزد پایین و فاقد مزایا می­‌تواند تلاش­‌های انجام شده در جهت کنترل بیماری کرونا را خنثی سازد. قبل از کووید، مشاهده شده بود که نظام بیمه بیکاری در حال کاهش سطوح جایگزینی درآمد بوده است و با شرایط فعلی نیروی کار نیز بازبینی نشده است. برنامه تأمین اقتصادی، اعانه و کمک (CARES) بسیاری از این موارد را پوشش می­دهد اما در ۳۱ جولای ۲۰۲۰ منقضی خواهد شد. این ترمیم درآمدها باید در طول بحران فعلی با وضع قوانین دولت مرکزی تمدید شود.

اما در نهایت، اصلاحات در سطح ایالتی لازم است که باعث افزایش نرخ جایگزینی درآمد و گسترش موارد شمول شود. اصلاحات بیمة بیکاری می‌تواند با ایجاد امکان اقامت بیشتر افراد در خانه، فاصله اجتماعی را فراهم کند. این کار همچنین با ایجاد موقعیت مناسب‌تر برای چانه­ زنی کارگران می‌تواند به بهبود عدالت در سلامت در درازمدت کمک کند. یک سیستم بیمه بیکاری قوی­تر باعث می‌شود کارگران تحت فشار کمتری برای پذیرش شرایط کار خطرناک یا غیرعادلانه قرار داشته باشند.

سرانجام، ما به سیاست­‌هایی برای حمایت از سرمایه‌گذاری در توسعه اجتماعات محلی/ community development احتیاج داریم. اختلاف سطح بین محلات از نظر دسترسی به مسکن، آموزش و فرصت اقتصادی، عوامل اصلی نابرابری‌های سلامت است. سابقة جداسازی نژادی که همچنان ادامه دارد، و کمبود سرمایه­ گذاری در محلات جداسازی‌شده به کمبود مسکن ارزان باکیفیت و ته کشیدن منابع محلی منجر شده است.

دو قانون اصلی از قوانین دولت مرکزی که توسعة اجتماعات محلی مربوط است، «قانون کسر مالیات بر مسکن خانوارهای کم‌درآمد» و «قانون سرمایه‌گذاری مجدد در اجتماع محلی» (CRA) است. مقررات «دفتر کنترل ارز» و «شرکت بیمه مرکزی سپرده‌ها» نیز اهرم‌های مهمی برای تأثیرگذاری بر اجرای CRA هستند. شرکت‌هایی با اهداف توسعه اجتماع محلی، ساخت مسکن ارزان، و مؤسسات مالی با رویکرد سودرسانی به اجتماع محلی، باید با اتخاذ رویکرد قوت‌مدار به تقویت دارایی‌های اجتماع محلی بپردازند: از راه توسعة مسکن ارزان، کاهش شرایط زیست محیطی آلوده، و افزایش فرصت اقتصادی در اجتماع محلی. این گونه توسعة اجتماع محلی نه تنها به آنها کمک می‌کند تا به بحران کرونا پاسخ شایسته بدهند، بلکه در طولانی مدت با بهبود شرایط زندگی، عدالت در سلامت را نیز ارتقا خواهد داد.

دهه­ ها کمبود نظام‌مند سرمایه­ گذاریْ در این نابرابری سلامت نقش داشته است و غیر واقعی است که فکر کنیم عدالت در سلامت بدون سرمایه­ گذاری­های عمده حاصل شود. جایی که جامعه منابع مالی خود را اختصاص می‌دهد، نشان می‌دهد که برای چه چیزهایی بیشتر ارزش قایل است. اگر نخواهیم سرمایه­ گذاری­های ضروری را برای تصحیح بی‌عدالتی­ها اختصاص دهیم، گمراه کننده است که بگوییم برای عدالت در سلامت ارزش قائل می­شویم. وقتی بانک مرکزی می‌تواند ۲.۳ تریلیون دلار برای پشتیبانی از بانک‌ها در طول همه‌گیری کمک کند، ارائه پشتیبانی کافی از انسان‌ها فقط نیازمند اراده سیاسی است، وگرنه امکان اقتصادی آن وجود دارد.

کرونا بر همه اثر گذاشته، اما نه به یک اندازه. همان الگوهای قدرت، امتیاز، و نابرابری که در طول زندگی آمریکایی‌ها وجود دارد، در این بحران سلامت نیز مجدداً چهره خود را نشان داده است. با این حال، همه آمریکایی­‌ها در خطر کووید-۱۹ قرار دارند. این واقعیت باید ارزش‌های کنش جمعی، همبستگی، و اولویت خدمات همگانی را به همه ما تذکر دهد. بدون شک، برخی فکر خواهند کرد که این پیشنهادها ریشه‌گرا (رادیکال) یا ویرانگرند. اما اگر می‌خواهیم عدالت در سلامت را جدی بگیریم، اکنون زمان آن است که بزرگ فکر کنیم.

این مقاله در مجله «The New England Journal of Medicine» در ژوئیه ۲۰۲۰ منتشر شده است و در نشانی زیر یافت می‌شود:

https://www.nejm.org/doi/full/10.1056/NEJMp2021209

لینک کوتاه : https://khabarnews.com/?p=8305
سنجش

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.