1

سرگرم بازی بود که گفتند حاضر شو باید عروسی کنی!

  • کد خبر : 2899
  • 09 تیر 1399 - 16:20
سرگرم بازی بود که گفتند حاضر شو باید عروسی کنی!
دخترک پاهایش را روی زمین می کوبد؛ نمی خواهد از همبازی هایش جدا شود، پسر اما ذوق دارد؛ از ازدواج چیزی نمی داند اما حس بزرگی و غروری به او دست داده است؛ حالا باید مسئولیت سنگین یک خانه را بر دوش بکشد.

به گزارش خبر نیوز ؛ او از ازدواج فقط تاج و تور عروسی می داند با ماشینی گل کاری شده…

چشمانم را می بندم و به کودکان در لباس عروسی فکر می کنم، چه تصویر ترسناکی؛ چه کابوس وحشتناکی.

شاید از این تصویر، خودشان هم ترسیده و چیزی جز کابوس ندیده باشند.

در برخی مناطق دیده می شود که پدری برای پول، دختر خود را می فروشد و دخترش را به اجبار به عقد مردی درمی آورد که به وی هیچ علاقه ای ندارد.

دختران نحیفی که با زور کفش پاشنه بلند می خواهند بزرگ تر جلوه داده شوند. با چشم غره های پدر بر سفره عقد می نشیندند و بدون هیچ اطلاع  و علاقه قبلی  راهی خانه بخت می شوند.

این داستان کودکانی است که نه از بازی کودکانه چیزی فهمیدند و نه از ازدواج و خواستگاری…

نه اختیاری در تصمیم گیری ازدواج دارند و نه می توانند به خواست خودشان طلاق بگیرند؛ باید بسوزند و بسازند.

داستان آغاز زندگیشان معمولا به این شکل آغاز می شود؛ یک روز که سرگرم بازی با همبازی هایشان هستند بزرگتری آن ها را صدا می زند و می گوید حاضر شو باید عروسی کنی!

با صلاح بزرگترانی که هیچ صلاح نمی دانند، با تصمیمی که به نابودی برخی از آن ها می انجامد و به خیال پدر و مادر ها تصمیم درستی است، وارد زندگی می شوند.

آن ها ازدواج می کنند اما زندگی نه…

ادامه مطلب را اینجا بخوانید.

لینک کوتاه : https://khabarnews.com/?p=2899

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.