شهرها چگونه طراحی ایستگاههای مترو را خلاق کردند؟
ایستگاههای مترو میتوانند فراتر از مسیرهای عبور و مرور، به قلب تپنده زندگی شهری تبدیل شوند. نمونههای جهانی از گالریهای هنری نیویورک تا پارکهای زیرزمینی منهتن، از راهروهای فرهنگی ناگپور تا مراکز لجستیکی سئول، نشان میدهند که استفاده خلاقانه فضاهای مترو کیفیت زندگی شهری را ارتقا میدهد.
فضاهای مترو در شهرها فقط بهعنوان مسیرهای حملونقل عمومی شناخته میشوند، اما واقعیت این است که این فضاها ظرفیتهای پنهان و ارزشمندی برای بازآفرینی خلاقانه دارند. ایستگاهها و فضاهای بیاستفاده زیرزمینی میتوانند فراتر از کارکرد جابهجایی، به مراکز فرهنگی، اجتماعی و زیستمحیطی تبدیل شوند. چنین ابتکاراتی نهتنها به افزایش سرزندگی شهری کمک میکنند، بلکه پایداری محیطی را ارتقا میدهند و مشارکت اجتماعی را از طریق هنر، رویدادها و عناصر سبز تقویت میکنند.
راهبردهای طراحی در استفاده از فضاهای مترو، مجموعهای از رویکردهای فنی و اجتماعی است که هدف آن تبدیل فضاهای زیرزمینی از محیطهای عبوری صرف به مراکز پویا و چندمنظوره شهری است. نخستین اصل در این مسیر، توجه به کارکردهای چندگانه است. ایستگاهها و فضاهای بیاستفاده باید بتوانند همزمان نقشهای مختلفی از تسهیل جریان حملونقل گرفته تا ایجاد فضاهای فرهنگی، تجاری و زیستمحیطی ایفا کنند. بسیاری از پروژههای موفق جهان تلاش کردهاند فروشگاهها، گالریهای هنری، سالنهای کوچک اجرا و باغهای عمودی را در ایستگاههای مترو جای دهند تا تجربه سفر روزانه با کیفیتی متفاوت همراه شود.
در شهرهای متراکم، یکپارچگی عمودی و افقی اهمیت ویژهای دارد. طراحی باید بهگونهای باشد که سطح، زیرزمین و برجهای بالادست به یکدیگر متصل شوند. مسیرهای پیادهروی چندسطحی، آسانسورهای پرظرفیت و پلهای ارتباطی میان ایستگاهها و مراکز تجاری نمونههایی از این رویکرد هستند که موجب میشوند مترو نهتنها نقطه ورود و خروج، بلکه بخشی از شبکه شهری یکپارچه باشد.
بازاستفاده تطبیقی از فضاهای مترو با اصول شهرسازی پایدار همسو است. این رویکرد ضمن حفظ میراث، برنامههای انعطافپذیری همچون باغهای اجتماعی یا سالنهای رویداد را به شهر اضافه میکند. برای موفقیت، شهرها باید همکاری با هنرمندان را در اولویت قرار دهند و از طراحیهای دادهمحور برای سنجش تأثیراتی همچون افزایش تردد عابران یا صرفهجویی در هزینههای نگهداری بهره بگیرند.
نیویورک؛ مترو بهعنوان گالری زیرزمینی
سیستم متروی نیویورک یکی از بزرگترین شبکههای حملونقل جهان است که شهرداری و سازمان حملونقل شهری توانستهاند آن را به فضایی فرهنگی و هنری نیز تبدیل کنند. برنامه هنر و طراحی سازمان حملونقل شهری نیویورک بیش از ۴۰۰ اثر هنری معاصر را در ایستگاههای مختلف جای داده است. آثار هنرمندانی چون کیکی اسمیت با موزاییکهای طبیعتمحور و یایوی کوساما با موزائیک ۱۲۰ فوتی در ایستگاه گرند سنترال مدیسون، ایستگاهها را به گالریهای زیرزمینی تبدیل کردهاند.
پروژه لولاین نیز نمونهای شاخص از بازآفرینی فضاهای متروک در نیویورک است. یک ترمینال قدیمی تراموا در منهتن به نخستین پارک زیرزمینی شهر تبدیل شد. مهمترین نوآوری در این پروژه، استفاده از سیستم نورگیرهای هوشمند است که نور خورشید را از سطح خیابان جمعآوری و با استفاده از آینهها و فیبرهای نوری به زیرزمین منتقل میکند. به این ترتیب، گیاهان و درختچهها در محیطی زیرزمینی رشد میکنند و فضایی سبز و روشن ایجاد میشود. این فناوری نهتنها امکان حضور طبیعت در زیرزمین را فراهم کرده، بلکه تجربهای منحصر بهفرد از تعامل انسان با محیط مصنوع و طبیعی به وجود آورده است.
در این فضا علاوه بر پوشش گیاهی، آثار هنری معاصر، فضاهای نمایشگاهی و محلهایی برای رویدادهای اجتماعی طراحی شدهاند. بازدیدکنندگان میتوانند در محیطی متفاوت از فضای شهری سنتی، به تماشای هنر بپردازند، در رویدادهای فرهنگی شرکت کنند و در میان گیاهان زیرزمینی قدم بزنند. نیویورک با این اقدامات توانسته است هویت شهری خود را تقویت کند و حس تعلق شهروندان به فضاهای عمومی را افزایش دهد.
ناگپور؛ راهروهای فرهنگی زیر پلهای مترو
شهر ناگپور در هند با اجرای پروژهای نوآورانه توانست فضاهای متروک و بیاستفاده زیر پلهای مترو را به راهروهای فرهنگی زنده و پویا تبدیل کند. این فضاها که پیشتر تاریک و گاه ناامن بودند، با دیوارنگارههای بزرگ و رنگارنگ، مجسمههای الهامگرفته از اسطورهها و تاریخ محلی و نمایشگرهای الایدی که تصاویر و روایتهای فرهنگی شهر را بازتاب میدهند، به مراکز اجتماعی و هنری تبدیل شدهاند. طراحی این راهروها بهگونهای است که هر بخش داستانی از هویت ناگپور را روایت میکند؛ از نقاشیهایی که زندگی روستایی و آئینهای سنتی را نشان میدهند تا مجسمههایی که نمادهای تاریخی و شخصیتهای برجسته منطقه را زنده میکنند.
این تغییر نهتنها جلوه بصری شهر را ارتقا داده است، بلکه تأثیر مستقیم بر رفتار اجتماعی داشته است. آمارها نشان میدهد که پس از اجرای پروژه، تردد عابران در اطراف ایستگاهها تا ۳۵ درصد افزایش پیدا کرده و استفاده خانوادهها و زنان از مترو بهویژه در ساعات شب بیشتر شده است. روشنایی مناسب، حضور هنر و طراحی جذاب، احساس امنیت را تقویت کرده و از پرسهزنیهای بیهدف جلوگیری کرده است. مردم میتوانند در این راهروها توقف کنند، آثار هنری را تماشا کنند، عکس بگیرند و با تاریخ و فرهنگ شهر خود ارتباط برقرار کنند.
توکیو؛ بازسازی ایستگاهها و ادغام با مراکز تجاری
توکیو بهعنوان یکی از متراکمترین کلانشهرهای جهان، فضاهای مترو را بهطور گسترده بازآفرینی کرده است. بازسازی ایستگاه شیبویای معروف که به «بازسازی یکبار در قرن» شهرت دارد، نمونهای شاخص است. در این پروژه، خط توکیو تویوکو به زیرزمین منتقل شد و این اقدام امکان ایجاد شبکههای گستردهتر، کاهش ازدحام و ادغام ایستگاه با برجهای چندمنظوره همچون شیبویا هیکاریه را فراهم آورد. این برجها شامل دفاتر، تئاترها و مراکز سرگرمی هستند و ایستگاه را به هستهای چندمنظوره در قلب شهر تبدیل کردهاند.
ایستگاه مرکزی توکیو که یکی از شلوغترین و مهمترین مراکز حملونقل در ژاپن به شمار میرود، در بازسازی اخیر خود با ایجاد یک میدان چندمنظوره زیرزمینی نمونهای برجسته از استفاده بهینه از فضاهای محدود شهری ارائه میدهد. این میدان زیرزمینی نهتنها بهعنوان گره اصلی اتصال خطوط مختلف مترو و قطار عمل میکند، بلکه با طراحی باز و نورپردازی هوشمند، محیطی امن و دلپذیر برای توقف و تعامل اجتماعی فراهم آورده است.
پروژه اولین خیابان بهعنوان یکی از شاخصترین بخشهای بازآفرینی، مسیرهای پیادهروی موضوعی را ایجاد کرده است که در آن فروشگاههای متنوع، برندهای جوانپسند، کافهها و خدمات خرد بهطور یکپارچه در دسترس قرار گرفتهاند. این مسیرها با طراحی جذاب و هویت بصری خاص، تجربهای متفاوت از خرید و گذر در زیرزمین را برای شهروندان و گردشگران فراهم میکنند. این فضاها بهگونهای طراحی شدهاند که علاوه بر کارکرد تجاری، جریان حرکت مسافران را تسهیل کنند و ازدحام را کاهش دهند، در حالی که همزمان به تقویت سرزندگی اقتصادی و اجتماعی مرکز شهر کمک میکنند.
ایستگاه مرکزی توکیو نهتنها یک مرکز حملونقل، بلکه به یک هسته فرهنگی و اقتصادی زیرزمینی بدل شده است که نشان میدهد چگونه میتوان با طراحی خلاقانه، محدودیتهای فضایی در کلانشهرهای متراکم را به فرصتهای جدید برای زندگی شهری تبدیل کرد. این اقدامات موجب شده است مترو نهتنها کارکرد حملونقل داشته باشد، بلکه به مرکز تجاری و فرهنگی تبدیل شود. توکیو با این سیاستها توانسته است سرزندگی اقتصادی را افزایش دهد، گردشگری را رونق ببخشد و تجربه سفر شهری را جذابتر کند.
سئول؛ نوآوری در لجستیک و فرهنگ
سئول با رویکردی نوآورانه فضاهای مترو را به بخشی از سیستم لجستیک شهری تبدیل کرده است. در این طرح، ایستگاههای بیاستفاده و پایگاه قطارها در ساعات غیر اوج برای جابهجایی بستهها و کالاهای سبک به کار گرفته میشوند. این اقدام بهرهوری شبکه مترو را افزایش میدهد و فشار بر خیابانها و جادههای سطحی را کاهش میدهد. برنامهریزی شده است که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۰ درصد کل حجم حملونقل شهری از طریق مترو مدیریت شود؛ رقمی که میتواند تأثیر چشمگیری بر کاهش ترافیک، صرفهجویی در زمان و کاهش آلایندگی داشته باشد. این سیاست با ایجاد مراکز لجستیکی زیرزمینی و اتصال آنها به شبکه حملونقل عمومی، کارایی زنجیره تأمین شهری را ارتقا میدهد و الگویی برای دیگر کلانشهرها فراهم میآورد.
از سوی دیگر، پروژه ایستگاه فرهنگی سئول ۲۸۴، ایستگاه تاریخی سئول را به مرکز فرهنگی برای نمایشگاهها و هنر تبدیل کرده است. سالنها و فضاهای تاریخی این ایستگاه میزبان نمایشگاههایی هستند که به تاریخ راهآهن و معماری ایستگاه اختصاص دارد و با بازسازی فضای دهههای گذشته، بازدیدکنندگان را به تجربهای نوستالژیک از گذشته شهر دعوت میکند. در کنار آن، نمایشگاههای هنر معاصر با آثار نقاشی، مجسمه، چیدمان و هنر دیجیتال برگزار میشود و تضاد میان معماری کلاسیک ایستگاه و هنر مدرن را بهزیبایی به نمایش میگذارد. ترکیب گذشته و حال، تجربهای منحصربهفرد ایجاد کرده است؛ بازدیدکننده در حالی که در فضای تاریخی با شیشههای رنگی و دیوارهای آجری قدم میزند، همزمان با آثار هنری مدرن روبهرو میشود. نتیجه اقدامات نوآورانه سئول، افزایش تابآوری شهری، ارتقای کیفیت زندگی و تقویت هویت فرهنگی شهر است.
استکهلم؛ طولانیترین گالری هنری جهان
متروی استکهلم در سوئد بهعنوان «طولانیترین گالری هنری جهان» شناخته میشود. بیش از ۹۰ ایستگاه این شبکه با نقاشیها، مجسمهها، موزاییکها و نصبهای هنری تزئین شدهاند. این اقدام از دهه ۱۹۵۰ آغاز شد و امروز به یکی از شاخصههای فرهنگی شهر تبدیل شده است. هر ایستگاه مترو در استکهلم هویت هنری خاص خود را دارد. بعضی ایستگاهها با نقاشیهای دیواری رنگارنگ پوشیده شدهاند، بعضی دیگر با مجسمههای مدرن یا نورپردازیهای خلاقانه طراحی شدهاند.
ایستگاه تیسنترالن که قلب شبکه مترو است، با نقاشیهای دیواری آبی و سفید پوشیده شده است و فضایی شبیه غارهای یخی ایجاد میکند؛ این طراحی آرامشبخش بهویژه در بخشهای شلوغ ایستگاه، تجربهای متفاوت برای مسافران فراهم میآورد. ایستگاه کونگسترادگوردن حالوهوای تاریخی دارد و با بازسازیهای هنری، بقایای معماری باروک و آثار باستانی کشفشده در حفاریها را به نمایش میگذارد، بهگونهای که مسافران حس ورود به یک موزه زیرزمینی را تجربه میکنند.
ایستگاه سولنا سنتروم با دیوارهای سرخ و سبز خود یکی از شاخصترین نمونههاست؛ رنگهای تند و پرکنتراست آن نمادی از جنگلهای سوئد و دغدغههای زیستمحیطی دهه ۱۹۷۰ است. ایستگاه هوتوریت با موزاییکهای رنگارنگ و طراحی مدرن دهه ۱۹۵۰، فضایی پرانرژی و پویا دارد. در مقابل، ایستگاه راگسودا با نقاشیهای دیواری ساده و مینیمالیستی، حالوهوایی آرام و مینیمال ایجاد کرده است. تنوع در طراحی موجب شده است هر ایستگاه متروی استکهلم تجربهای منحصر بهفرد ارائه دهد؛ گاهی شبیه موزهای تاریخی، گاهی همچون گالری هنر مدرن و گاهی فضایی نمادین برای بیان دغدغههای اجتماعی و زیستمحیطی. این تجربه نشان میدهد که هنر میتواند فضاهای زیرزمینی را از محیطهای سرد و بیروح به مکانهایی زنده و الهامبخش تبدیل کند.


Admin1 



