ناکامی بریتانیا در ساخت سریع‌ترین خط آهن داخلی

پروژه قطار سریع‌السیر بریتانیا، موسوم به HS2 که روزی قرار بود نماد مدرنیته و تحول حمل‌ونقل باشد، اکنون با تأخیرها، هزینه‌های سرسام‌آور و تصمیم‌های ناپایدار سیاسی به درسی بزرگ برای سایر کشورها تبدیل شده است؛ هشداری درباره بهای سنگین بی‌ثباتی در پروژه‌های ملی.

ناکامی بریتانیا در ساخت سریع‌ترین خط آهن داخلی

پروژه قطار سریع‌السیر بریتانیا، معروف به HS2 که قرار بود نخستین خط ریلی پرسرعت تمام‌داخلی این کشور باشد، امروز بیش از هر چیز به‌عنوان نمونه‌ای از مدیریت ضعیف، هزینه‌های افسارگسیخته و بی‌ثباتی سیاسی شناخته می‌شود. از نمای غرب لندن، مسیر گسترده‌ای از عملیات ساختمانی در دل چشم‌اندازهای سبز انگلستان قابل مشاهده است؛ مسیری که قرار بود نماد مدرنیته و پیشرفت باشد اما اکنون با تأخیرهای پیاپی و انتقادات گسترده روبه‌روست.

طرح اولیه HS2 در دوران پس از بحران مالی ۲۰۰۸ شکل گرفت تا به رونق اقتصادی این کشور کمک کند. قرار بود این خط از ایستگاه یوستون در لندن آغاز شود، از برمینگهام بگذرد و در نهایت به شهرهای منچستر و لیدز برسد، اما با اجرای سیاست‌های ریاضتی، تورم پس از همه‌گیری کرونا و افزایش قیمت‌ها، هزینه‌ها از برآورد اولیه ۳۷.۵ میلیارد پوند در سال ۲۰۰۹ به بیش از ۱۰۰ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۰ رسید. فشارهای مالی موجب شد ابتدا بخش مربوط به لیدز در سال ۲۰۲۱ کنار گذاشته شود و سپس مسیر منچستر نیز سال گذشته حذف شود. این تصمیم‌ها از نگاه کارشناسان منافع اقتصادی پروژه را به‌شدت کاهش داده است. کارشناسان معتقدند پروژه‌ای که تنها میان لندن و برمینگهام محدود شود، دیگر توجیه اقتصادی ندارد. آن‌ها حذف بخش شمالی را اقدامی غیرمنطقی می‌دانند، زیرا طرح اصلی قرار بود ظرفیت خطوط قدیمی بین برمینگهام و منچستر را برای حمل بار آزاد کند و حذف آن به‌معنای از بین رفتن هدف اصلی است.

با حذف این بخش‌ها، ایستگاه جدید برمینگهام اکنون بیش از اندازه بزرگ طراحی شده و بیشتر سکوهای آن بدون استفاده خواهد ماند، درحالی‌که ایستگاه اصلی لندن در یوستون هنوز ساخته نشده است. از سال ۲۰۲۳ هیچ پیشرفتی در ساخت یوستون صورت نگرفته و دولت جدید هنوز تصمیم نگرفته است بودجه و طرح نهایی آن چگونه تأمین و اجرا شود. این سردرگمی‌ها موجب شده اعتماد عمومی به پروژه از بین برود و بسیاری از شهروندان آن را نمادی از ولخرجی دولتی بدانند.

یکی از دلایل اصلی افزایش هزینه‌ها در نگاه بیش‌ازحد بلندپروازانه طراحان مبنی‌بر ساخت قطاری ریشه دارد که باید سریع‌تر از هر قطار دیگر باشد، با فناوری‌های بسیار پیچیده و پیشرفته‌تر از استاندارد جهانی. همین رویکرد موجب افزایش چندبرابری هزینه‌ها شده است. در مقابل، یکی از معماران اصلی پروژه معتقد است تفاوت واقعی میان خطوط ریلی معمولی و پرسرعت تنها حدود ۱۰ درصد است و دلایل افزایش قیمت را باید در مقررات سنگین دولتی، مخالفت‌های محلی و کمبود تخصص مدیریتی جست‌وجو کرد. خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و پیامدهای آن بر زنجیره تأمین نیز مزید بر علت شد و تورم پساکرونا همه چیز را دشوارتر کرد. شرکت مجری پروژه نیز اذعان کرده است که HS2 از ابتدا به‌درستی طراحی و برنامه‌ریزی نشده بود، تخمین‌های اولیه بیش از حد خوش‌بینانه بود و تغییرهای پیاپی مدیریتی مانع پیشرفت کار شد.

در همین حال در استرالیا که سال‌هاست ایده قطار سریع‌السیر میان شهرهای بزرگش مطرح است، انتظار می‌رود درس‌هایی از شکست بریتانیا گرفته شود. یکی از پروژه‌های در دست بررسی این کشور ایجاد مسیر پرسرعت میان سیدنی و نیوکاسل است که سال گذشته از سوی نهاد زیرساخت استرالیا حمایت شد. سخنگوی اداره قطار سریع‌السیر این کشور می‌گوید تجربه سایر کشورها، از جمله بریتانیا به‌طور کامل در طراحی این پروژه لحاظ شده است تا از تکرار اشتباهات جلوگیری شود.

ناکامی بریتانیا در ساخت سریع‌ترین خط آهن داخلی

کارشناسان معتقدند بزرگ‌ترین درس HS2 برای کشورهایی همچون استرالیا، ضرورت ثبات تصمیم‌گیری و پرهیز از تغییرات پی‌درپی است. پروژه‌های ملی باید فراتر از دولت‌ها و جناح‌های سیاسی باشند تا در مسیر اجرا دچار تغییر نشوند. دولت‌ها باید به یک طرح نهایی برسند، بر آن متمرکز بمانند و در عین حال پروژه‌ها را مرحله‌به‌مرحله پیش ببرند تا بتوان در صورت بروز مشکلات، از توقف یا شکست کامل جلوگیری کرد. با این حال در کشوری پهناور همچون استرالیا، اجرای تدریجی چنین طرح‌هایی دشوارتر خواهد بود.

ماجرای HS2 در حالت کلی نشان می‌دهد که حتی بلندپروازانه‌ترین پروژه‌ها، اگر بدون برنامه‌ریزی دقیق و ثبات سیاسی اجرا شوند، می‌توانند از مسیر هدف اصلی منحرف شوند. تجربه بریتانیا هشداری جدی برای دولت‌هایی است که به‌دنبال ساخت خطوط ریلی پرسرعت هستند. ثبات، واقع‌گرایی و مدیریت مرحله‌به‌مرحله، سه کلید اصلی برای جلوگیری از تکرار شکست‌های پرهزینه‌اند.