کوروش سلمانی دهبارز هنرمند تئاتر هرمزگان:

دوست دارم از امید، مقاومت و عشق نمایش بسازم

دوست دارم از امید، مقاومت و عشق نمایش بسازم

هدیه سادات میرمرتضوی_«خبرجنوب»/ کوروش سلمانی دهبارز هستم؛ نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر از گروه «بارز». اهل دهبارز محله‌ی بند ملا رودان و ساکن بندرعباس. از نوجوانی برایم شگفت‌انگیز بود چگونه می‌توان با چند بازیگر، یک متن و صحنه‌‌ای ساده، جهانی کامل از احساس، اندیشه و تجربه‌ی انسانی خلق کرد. تئاتر برای من نوعی جست‌وجوی مداوم برای فهم انسان و جامعه بود. همین جست‌وجو باعث شد به مرور وارد فعالیت‌های جدی نمایشی شوم و مسیر حرفه‌ای را ادامه دهم. در برخی پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی نیز حضور داشته‌ام. با این حال، تئاتر برای من جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زیرا ارتباط میان هنرمند و مخاطب زنده، بی‌واسطه و نفس‌به‌نفس شکل می‌گیرد. با همت شهردار بندرعباس چهارمین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلمهای ۱۰۵ثانیه‌ای گمبرون شهر را برگزار کردیم که از سال۱۴۰۰با همراهی گروه‌ها و فعالان سینمایی، آن را به رتبه‌ی ملی رساندیم. امیدوارم فیلم۱۰۵آبروی جهانی جهانشهر بندرعباس شود.

فعالیت‌ها و دستاوردهای تئاتری

در تئاتر بیشتر در سه حوزه‌ی نویسندگی، کارگردانی و بازیگری فعالیت کرده‌ام. همیشه تلاش داشته‌ام هر اثر نمایشی علاوه بر جنبه‌های زیبایی‌شناسانه، حامل دغدغه‌ای انسانی و اجتماعی نیز باشد. حضور در جشنواره‌های مختلف، اجرای آثار در شهرهای گوناگون و همکاری با گروه‌های نمایشی متنوع از تجربه‌هایی بوده که در مسیر کاری‌ام نقش مهمی داشته‌اند. هر نمایش برای من فارغ از جوایز، تجربه‌ای تازه و مرحله‌ای از یادگیری بوده است. کارگردانی تئاتر، هنری چندلایه است. کارگردان باید میان متن، بازیگر، میزانسن، نور، صدا و ریتم اجرا تعادل برقرار کند. او مانند رهبر ارکستر عمل می‌کند؛ هر عنصر باید در زمان درست و با شدت مناسب وارد صحنه شود تا در نهایت، کلیتی هماهنگ شکل بگیرد. علاوه بر این، کارگردان باید توانایی هدایت خلاقانه‌ی بازیگران و تبدیل ایده‌های ذهنی به تصویر زنده‌ی روی صحنه را داشته باشد.

جاذبه‌های صحنه‌ی تئاتر

آنچه صحنه‌ی تئاتر را منحصربه‌فرد می‌کند، زنده بودن آن است. در تئاتر، هیچ لحظه‌ای، تکرار دقیق لحظه‌ی قبل نیست. واکنش تماشاگران، انرژی بازیگران و حال‌وهوای اجرا هر شب، می‌تواند تجربه‌ای متفاوت خلق کند. این تعامل مستقیم میان صحنه و تماشاگر، نوعی هم‌نفس شدن با مخاطب است که کمتر هنری چنین تجربه‌ای را فراهم می‌کند. هر هنرمند با برخی آثارش ارتباط عمیق‌تری برقرار می‌کند که یا از نظر فرم، تجربه تازه‌ای بوده‌اند یا از نظر موضوع، تأثیر بیشتری گذاشته‌اند. برای من نیز برخی نمایش‌ها به دلیل تجربه‌های خلاقانه یا ارتباط عاطفی با مخاطبان جایگاه ویژه‌ای دارند. در نهایت، هر اثر نمایشی بخشی از مسیر رشد و تجربه هنری‌ام بوده است.

جایگاه تئاتر بندرعباس

بندرعباس از نظر استعدادهای هنری، ظرفیت ارزشمندی دارد. در سال‌های مختلف، هنرمندان خلاق و گروه‌های فعال بسیاری این‌جا شکل گرفته‌اند و آثار قابل توجهی تولید شده است. به نظر من بندرعباس می‌تواند یکی از قطب‌های مهم تئاتر جنوب کشور باشد؛ زیرا از نظر فرهنگی و تنوع روایت‌های انسانی و بومی، ظرفیت‌های فراوانی دارد. با وجود همه‌ی تلاش‌ هنرمندان، هنوز تا رسیدن به جایگاه ایده‌آل، فاصله وجود دارد. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها محدودیت زیرساخت‌ها، سالن‌های استاندارد و حمایت‌های پایدار است که اگر تقویت شوند، شاهد شکوفایی بیشتر تئاتر شهر خواهیم بود.

 موضوعاتی که هنوز به آن‌ها نپرداخته‌ام

همیشه ایده‌هایی وجود دارند که در ذهنِ هنرمند شکل می‌گیرند، اما هنوز فرصت اجرا پیدا نکرده‌اند. من نیز علاقه دارم در آینده به روایت‌هایی بپردازم که بیشتر بر تجربه‌های انسانی، حافظه‌ی جمعی و زندگی مردم این سرزمین تمرکز دارند. موضوعاتی که برایم جذاب هستند، اغلب ریشه در مسائل انسانی و اجتماعی دارند؛ داستان‌هایی درباره‌ی امید، رنج، مقاومت، عشق و کرامت انسان. تئاتر، زمانی برایم معنا پیدا می‌کند که مخاطب را به فکر وادارد و گفت‌وگویی میان هنر و جامعه ایجاد کند. یکی از ماندگارترین لحظات برای هنرمند تئاتر، زمانی است که بعد از پایان اجرا، سکوت چندثانیه‌ای سالن با تشویق ممتد تماشاگران شکسته می‌شود. آن لحظه‌ که احساس می‌کنید داستانی که روی صحنه روایت کرده‌اید توانسته با قلب مخاطب ارتباط برقرار کند، برای من از زیباترین و فراموش‌نشدنی‌ترین تجربه‌های زندگی هنری است. امیدوارم تئاتر، همچنان بتواند پلی میان دل‌ها و اندیشه‌ها باشد و نسل‌های جوان بیشتری را سمت خلاقیت، گفت‌وگو و فهم عمیق‌تر انسان سوق دهد.