بر باد رفته!

گزارش از گره دلالی بر نقش و نگار دست بافت های عشایری فارس

بر باد رفته!
بافندگی برای عشایر، آب و نان نشد اما دلالان را به نان و نوا رساند

فاطمه ایزدی/ چه انگشت هایی که شب و روز، پشت دارهای قالی، تاول زده و چه چشم هایی که به تار و پودهای گلیم و گبه، گره خورده اما این همه نشستن و بافتن و گره زدن چه فایده، وقتی قرار است به شب بیداری هایت، چوب حراج بزنند و حاصل ساعت ها نشستن ها و بافتن هایت را به هیچ بگیرند!

سال‌هاست زندگی دختران عشایر فارس به تار و پود قالی و جاجیم، گره خورده و دستبافت های زیبایشان، چراغ سیاه چادرهایشان در سوز زمستان و عرق ریزان تابستان شده است. آنها می بافند و می بافند و می بافند اما دست سیاه شب به یکباره به این هنر اصیل، چنگ می‌زند و پای دلالان به عرضه مناسب این بازار باز می شود.

واسطه گران سالهاست تولیدات صنایع ‌دستی عشایری را به بهای اندک می خرند و چشم بر تلاش ها و زحمات زنان عشایری می بندند و این آثار اصیل را چندین برابر، بیشتر از آنچه خریده اند می فروشند. در واقع نبود بازار فروش مناسب، چراغ انگیزه هنرمندان عشایری را برای تولید صنایع دستی، خاموش کرده است. آنها چاره‌ای ندارند جز آنکه محصولات خود را به بهای کم به دلالان بفروشند و به همین سادگی، دسترنج عشایر در جیب واسطه گران و سودجویان می‌رود و این ثروت ملی حتی سر از کشورهای اروپایی و خلیج فارس در می‌آورد. جالب اینجاست که تولیدات عشایری و صنایع دستی فارس در این کشورها، نه با نام و نشان ایران بلکه به عنوان محصولات ترک یا عربی فروخته می‌شود و حاصل دستان پینه بسته عشایر به باد می‌رود.

 البته چوب حراج بر پشم بزهای عشایر نیز خورده است و کرک های این بخش، سر از کارخانه های مشهور اروپایی درمی آورند. پشم بز به دلیل استحکام و طولانی بودن الیاف در جهان، نمونه ندارد و به دلیل آنکه ساز و کار مناسبی برای صادرات این محصول و برندسازی آن وجود ندارد، دلالان وارد میدان می‌شوند و با اندک بهایی، کرک را از عشایر می خرند. همین کرک ها به چند برابر قیمت به کارخانه های خارجی و داخلی فروخته می‌شوند و این محصول، پس از آنکه فرآوری شد، ارزشی چندین برابر مبلغی پیدا می کند که عشایر و تولیدکنندگان دریافت کرده اند.

بافندگی برای عشایر، آب و نان نشد اما دلالان را به نان و نوا رساند

در هر حال اما این سودجویی، بیش از هر چیز تولیدات عشایری فارس را نشانه گرفته و مرضیه رستمی، یکی از بافنده های استان تاکید می‌کند که نبودن بازار فروش، گرانی مواد اولیه و پایین بودن دستمزد کارگران باعث شده که فقط دلالان از نقش و نگار این داستان سود ببرند. به گفته او سود عمده فرش را واسطه گران می برند، چرا که تعاونی‌ها و کارگاه های تولیدی عشایر نمی‌توانند محصولات خود را به شهرهای دیگر و خارج از کشور بفروشند و چاره‌ای نیست جز آنکه دلالان، دست بافت هایی که حاصل دسترنج دختران عشایری فارس است را به اسم کاشان و تبریز به تهران و دیگر شهرها بفرستند. به قول او بافندگی قالی وقتی می تواند برای عشایر سودآور باشد که بازار فروش در پشت پرده دلالی ها و واسطه گری ها گم نشود، در غیر اینصورت درآمد این کار به اندازه یک حقوق بخور و نمیر است که زنان عشایر از روی اجبار و تنگ دستی به آن تن می دهند. هر چند به قول او بافندگی برای عشایر، آب و نان نشده اما تا دلتان بخواهد دلالان را به نان و نوا رسانده و سودهای کلان به جیبشان ریخته است. رستمی تاکید می‌کند که سودجویان برای دست بافت های عشایر،  قیمت های ۷ تا 10 میلیونی پیشنهاد می‌دهند اما خودشان همان قالی و فرش را بیش از ۶۰ میلیون تومان در بازار می‌فروشند و چوب حراج به زحمات آنها می زنند. اما اینکه چرا عشایر، بازار فروش مناسبی ندارند، چرا تولیداتشان با نام و نشان دیگری در کشورهای دیگر به فروش می‌رسد و چراهای دیگر را باید از مسئولان این حوزه پرسید.

انعقاد دو تفاهم نامه برای حمایت از صنایع دستی عشایر فارس

آن طور که مدیرکل عشایر فارس به «خبرجنوب» می گوید پای دلالان همیشه به داستان خرید و فروش تولیدات عشایری، باز بوده و عناصر واسطه، محصولات آنها را در هر زمینه‌ای با قیمت‌های اندک و به دور از نرخ های واقعی می فروختند. عبدالحمید کریمی توضیح می‌دهد که 87 صندوق خرد زنان در فارس وجود دارد که می توان امکان معرفی و عرضه صنایع‌دستی عشایر را از طریق آنها فراهم کرد. به گفته او این ساختار معیوب است و باید توانمندی کافی برای عرضه محصولات عشایری در عرصه‌های بین‌المللی فراهم گردد. کریمی با اشاره به تدوین تفاهم نامه هایی با میراث فرهنگی فارس مبنی بر ایجاد بازارهایی در کشور قطر به منظور فروش صنایع دستی عشایر، تأکید می‌کند که اقدامات لازم در حال انجام است تا این گونه محصولات با نرخ های واقعی به دست مشتریان برسد. به گفته او تفاهم‌نامه‌هایی هم با کمیته امداد منعقد شده تا از تولیدات صنایع‌دستی عشایر حمایت شود و بر این اساس، فروش و بازاریابی این محصولات به درستی انجام ‌گیرد. مدیر کل امور عشایر فارس به این نکته نیز اشاره می کند که امکان دیگری با همکاری شهرداری تهران و شیراز فراهم شده تا غرفه هایی برای فروش و عرضه مناسب صنایع دستی در اختیار عشایر قرار گیرد. در هر حال این مسئول معتقد است چنین اقداماتی می‌تواند توانمندی عشایر را در عرضه مستقیم محصولات خود تقویت کند تا نرخ واقعی این صنایع دستی تعیین شود. به باور کریمی، این فعالیت‌ها هم به تولیدکنندگان و هم به کارفرمایانی که به عنوان کارآموز، فعال هستند کمک می کند و اشتغال زایی و درآمدزایی را رقم خواهد زد.

دست بافت های عشایری فارس به نام و به کام قطر و ترکیه!

دکتر مسعود یوسفی، کارشناس صنایع دستی و گردشگری عشایر فارس نیز به «خبرجنوب» می گوید تولیدات صنایع دستی عشایر حدود ۴۴ درصد از این صنعت را در استان به خود اختصاص داده و بر اساس آمار 14 سال پیش، ۵۷ هزار متر مربع از دستباف های فارس، مربوط به این بخش است. هر چند به گفته این کارشناس، مدرنیته و شهری شدن زندگی عشایر در میزان تولیدات صنایع‌دستی عشایری تاثیر داشته اما در عین حال در بعضی از بخش های عشایری فارس هنوز هم دستباف های ظریف با طرح ها و نقش های زیبا تولید می شود. البته به قول او اگر بتوان در حوزه ساماندهی تولیدات عشایر، دست واسطه گران را کوتاه کرد و صنایع دستی به صورت مدیریت شده از طریق کارشناسان خبره به دست مشتری برسد، پای دلالان بریده خواهد شد. او با تاکید بر ساماندهی این مسئله و اثربخشی آن بر درآمدزایی و اشتغالزایی در حوزه عشایری، یادآور می شود که اگرچه هنوز مرکزی برای معرفی و عرضه محصولات عشایری وجود ندارد اما صندوق های خرد زنان عشایری، بخشی از این بار را به دوش می‌کشند. به قول یوسفی، این صندوق‌ها با تسهیلات کم ‌بهره ای که به بافندگان می دهند امکان خرید مواد اولیه و اقدام به تولید صنایع دستی را فراهم می کنند.

به عقیده او اگر این مواد اولیه با قیمت اندک به دست تولیدکنندگان برسد و داستان ساماندهی معرفی و فروش تولیدات عشایری به نتیجه برسد، نقش دلالان و واسطه گران حذف خواهد شد. این کارشناس معتقد است بخشی از تولیدات صنایع دستی که روی آن نظارت و مدیریت می‌شود توانسته درآمدزا باشد اما بخش دیگری که دلالان در آن نقش داشته اند سودی، عاید تولید کننده نکرده و محصولات با قیمت اندک از دست رفته است. یوسفی به این نکته نیز اشاره می‌کند که در شهر فیروزآباد قرار است کارگاهی برای تولید و عرضه صنایع دستی عشایری آماده شود تا زنان عشایری با هدایت به این سمت، راه را برای فروش، بازاریابی و عرضه محصولات خود به بازارهای داخلی و جهانی باز کنند. به گفته این کارشناس در منطقه قشلاقی فیروزآباد که محل تجمع عشایر است و در مناطقی همچون خنج، هنگام و قیرو کارزین، صنایع دستی و دستبافت های عشایر را خریداری کرده و افرادی که عمده آنها قطرنشین هستند این تولیدات را به قطر و حتی ترکیه می برند و به اسم کالای ترکیه ای می فروشند.

در هر حال سالهاست که تولیدات عشایری فارس در تله سودجویان و دلالان افتاده و باید برای این تراژدی تلخ، کاری کرد. شاید ایجاد مراکزی برای معرفی، بازاریابی و فروش این محصولات در استان بتواند بر این زخم، مرهم بگذارد.