شعر جهان| اوغوز آتای

شعر جهان| اوغوز آتای

علیرضا نجمی_«خبرجنوب»/ «اوغوز آتای» متولد ۱۲ اکتبر ۱۹۳۴ در «اینه ‌بولو» ترکیه و درگذشت ۱۳ دسامبر ۱۹۷۷ استانبول، رمان ‌نویس، شاعر و مهندس ترکیه.

پدرش، «کمیل آتای» قاضی و همچنین عضو پارلمان حزب جمهوری خواهان ترکیه بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در آنکارا به انجام رساند و تحصیلات دبیرستانش را در مدرسه «ماریف کالجی» این شهر پایان داد و مدرک کارشناسی خود را در مهندسی عمران دانشگاه استانبول اخذ کرد. او در همان دانشگاه به عضویت هیأت علمی در آمد و در سال ۱۹۷۵ به رتبه دانشیاری رسید.

آتای از نسلی از تُرک ‌ها است که عمیقاً متعهد به فرهنگ غربی، علمی و سکولاری است که توسط انقلاب دهه ۱۹۲۰ نیز تشویق می شد. او با این که ادبیات دوره عثمانی را به خوبی می ‌شناخت و به صورت خاص شناخت خوبی از شعر دیوانی داشت. با این حال، فرهنگ غربی که آتای در اطرافش می ‌دید، عمدتاً نوعی از استعمار بود که باعث خدشه ‌دار شدن نکات مثبت زندگی مردم تُرک در ذهنش می ‌شد. او با سنت ‌گرایانی که برای مقابله با فرهنگ غربی از داستان ‌های نامحتمل تاریخ ابتدای ترکیه سود می‌ بردند، به هیچ وجه مدارا نمی‌ کرد و خیلی زود طاقتش

در مقابله با سوسیالیست های زیر زمینی دهه ۱۹۶۰ طاق شد. اگر چه برخی دیگر از نویسندگان خوب ترکیه مانند «احمد حمدی تانپینار» داستان هایی راجع به مدرنیزه شدن ترکیه نوشته‌ اند اما هیچ ‌یک از آن‌ ها به شیوه ‌ای که آتای برای برخورد با زندگی داشت نزدیک هم نشدند. در حقیقت، تقریباً تنها نویسنده ترکیه دوره جمهوریخواهی که نامش در آثار آتای آمده ناظم حکمت است.

از زمان انتشار «جدا افتاده» بسیاری از رمان ‌نویسان ترکیه سبک ‌های سنتی را کنار گذاشتند. ابتدا نویسندگان کمی قدیمی ‌تر مانند «عدالت اوغلو» و سپس دیگران از جمله «اورهان پاموک» و «لطیف تکین» به این روش جدید روی آوردند.

اوغوز آتای یکی از پیشگامان رمان نوین در ترکیه بود. اولین رمان او با نام «جدا افتاده» در سال ۱۹۷۱ چاپ شد و دومین رمان او  «نمایش‌ های خطرناک» در سال ۱۹۷۳ منتشر شد. او نویسنده‌ چندین نمایشنامه، داستان کوتاه، و بیوگرافی بوده است. «جدا افتاده» هرگز در طول عمر او تجدید چاپ نشد و میان منتقدان نیز بحث برانگیز شد. در سال ۱۹۸۴ و پس از چاپ نسخه جدید، جدا افتاده پرفروش ‌ترین رمان آن زمان ترکیه شد. سه ترجمه تا به حال از این رمان منتشر شده است به هلندی توسط «هاننکه ون در هیون» و «مارگارت دورگین»،  به آلمانی توسط «یوهان نونر» و به زبان انگلیسی توسط «سوون سیدی». سرانجام آتای در ۱۳ دسامبر ۱۹۷۷ در اثر تومور مغزی درگذشت.

 

 

دلم می خواست

دلم می خواست

ده هزار کتاب خوانده بودم

تا می توانستم

سخن زیبایی بگویم به تو

در این لحظه

 

 

درد

مى گویند که درد

‏آدم ها را به هم نزدیک مى کند

‏به من بگو

‏کدام مان شاد هستیم

‏که این همه از هم دور ماندهایم؟

 

 

مرا فراموش خواهی کرد

مرا فراموش خواهی کرد

از من جدا خواهی شد

پس مرا از غارم بیرون نکش

عادت هایم را از من مگیر

خصوصاً عادتی که به تنهایی دارم را

 

 

زندگی همین است

زندگی همین است

آدمی تمام داشته هایش را

با یک جمله

یا حتی با تنها کلمه ای

می تواند از دست بدهد

 

 

پناه بردن

بعضی ها به شعر

بعضی به ترانه

برخی به فیلم

و عده ای هم به کتاب پناه می برند

اما مدت هاست که آدم ها دیگر

به همدیگر پناه نمی برند

 

 

دوست داشتن بعضی آدم ها

دوست داشتن بعضی آدم ها

مثل اشتباه بستن دکمه های پیراهن است

تا به آخرش نرسی

نمی فهمی که از همان اول

اشتباه کرده ای