چرا وقتی دلار بالا میرود، همه چیز گران میشود اما وقتی پایین میآید، آب از آب تکان نمیخورد؟
معادله یک طرفه دلار
کاهش 23 هزار تومانی دلار، حتی ذره ای از فشار روانی و قیمتی بازار را کاهش نداد!
فاطمه ایزدی - «خبرجنوب»/ سالهاست بالا و پایین شدن نرخ ارز با سفره های مردم بازی کرده و بازارهای مختلف را تحت الشعاع قرار داده است. دلار یکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد ایران است که نه تنها قیمت کالاهای وارداتی بلکه حتی بسیاری از کالاهای تولید داخل را نیز به ورطه نوسان می اندازد. برای مردم، دلار فقط یک اسکناس خارجی نیست. دلار یعنی قیمت میوه در بازار، هزینه خرید مواد غذایی، قیمت لباس، لوازم مصرفی و هر چیزی که بخشی از زندگی روزمره را تشکیل میدهد!
تجربه سالهای اخیر نشان داده که کافی است نرخ ارز چند پله افزایش پیدا کند تا موج گرانی خیلی زود به بازارهای مختلف برسد. هنوز افزایش قیمت دلار در ذهن بازار جا نیفتاده، اما بسیاری از قیمتها مسیر صعودی خود را آغاز میکنند.
از میوه و اقلام خوراکی گرفته تا پوشاک و کالاهای مصرفی، هر کدام به شکلی با افزایش هزینهها روبه رو میشوند. فروشندگان از بالا رفتن هزینه خرید میگویند، تولیدکنندگان از افزایش قیمت مواد اولیه سخن به میان میآورند و در نهایت، این مصرفکننده است که باید هزینه این زنجیره افزایش قیمت را از جیب خود پرداخت کند.
اما داستان زمانی عجیب میشود که مسیر دلار تغییر میکند. از چند روز گذشته با پالس مثبت مذاکرات بین آمریکا و ایران، حدود 23 هزار تومان از قیمت دلار کاسته شد؛ کاهشی که انتظار میرفت حداقل بخشی از فشار روانی و قیمتی بازار را کاهش دهد، با این حال در بازار کالاهای مصرفی اتفاق محسوسی رخ نداد. قیمتها همانجا ماندند و خبری از کاهش هزینه خرید مردم نشد، گویی کاهش دلار راه خود را به سمت بازارهای دیگر پیدا نکرده است.
سوال اینجاست چرا وقتی دلار بالا میرود، همه چیز گران میشود اما وقتی پایین میآید، آب از آب تکان نمیخورد؟
سالهاست این گلایه در میان مردم وجود دارد که رابطه بازار با دلار یک رابطه یکطرفه است، چرا که افزایش نرخ ارز خیلی سریع بهانهای برای افزایش قیمتها میشود، اما کاهش آن با مجموعهای از توضیحات و موانع روبهرو میشود.
برخی فعالان بازار در پاسخ به این انتقاد میگویند کالاها با نرخ ارز بالاتر خریداری شدهاند و کاهش قیمت دلار نمیتواند بلافاصله قیمت اجناس موجود در بازار را تغییر دهد. آنها معتقدند زمانی که موجودی انبارها با هزینه بیشتری تأمین شده باشد، فروش آن با قیمت پایینتر برای فروشنده امکانپذیر نیست. این استدلال در برخی موارد میتواند قابل بررسی باشد، اما پرسش اصلی اینجاست که چرا حتی پس از گذشت زمان کافی، اثر کاهش نرخ ارز در قیمت نهایی کالاها کمتر دیده میشود؟
مصرفکنندهای که هر روز برای خرید مایحتاج خود راهی بازار میشود، کمتر با محاسبات پشت پرده قیمتها مواجه است، چون او نتیجه نهایی را میبیند. نتیجهای که در بسیاری از مواقع چیزی جز کوچکتر شدن سبد خرید نیست. خانوادهای که پیش از این با درآمد مشخصی نیازهای خود را تأمین میکرد، امروز باید برای خرید همان میزان کالا هزینه بیشتری بپردازد.
مشکل فقط قیمت چند قلم کالا نیست بلکه مسئله، احساس بیثباتی است. وقتی مردم میبینند افزایش دلار میتواند خیلی سریع قیمتها را جابهجا کند، اما کاهش آن تأثیری بر بازار ندارد، اعتمادشان به روندهای اقتصادی آسیب میبیند. آنها این سؤال را مطرح میکنند که اگر دلار عامل افزایش قیمت بوده، چرا هنگام کاهش آن، سهمی از ارزانی نصیبشان نمیشود؟
البته قیمت کالاها تنها به نرخ ارز وابسته نیست و عوامل دیگری مانند هزینه تولید، دستمزد، حملونقل، عرضه و تقاضا و شرایط اقتصادی نیز در تعیین قیمتها نقش دارند. اما انتظار منطقی مردم این است که همانطور که افزایش نرخ ارز در بازار منعکس میشود، کاهش آن نیز پس از طی شدن فرآیندهای لازم، اثر خود را نشان دهد.
در هر حال دلار سالهاست بخش مهمی از زندگی مردم را از تصمیمهای بزرگ اقتصادی گرفته تا خریدهای کوچک روزمره تحت تأثیر قرار داده است. یک افزایش محدود در نرخ ارز میتواند بازارها را ملتهب کند، اما کاهش آن هنوز نتوانسته آرامش را به قیمتها بازگرداند.
شاید مهمترین خواسته مردم، فقط پایین آمدن یک عدد روی تابلوهای ارزی نباشد. آنها انتظار دارند تغییرات اقتصادی در زندگی واقعیشان هم دیده شود. برای خانوادهای که هر روز با هزینههای نجومی زندگی روبه روست، ارزانی فرصتی است برای اینکه دوباره بتواند با خیال راحتتری خرید کند و سهم بیشتری از آرامش اقتصادی داشته باشد.
Admin 6 




