0

یک نورولوژیست چه وظائفی دارد؟

  • کد خبر : 8629
  • 02 مهر 1399 - 8:10
یک نورولوژیست چه وظائفی دارد؟
اگر شما نیز از کار با دستانتان برای حل مشکلات بالینی و کار با چکش‌های رفلکس و دیاپازون‌های پزشکی لذت می‌برید، تخصص مغز و اعصاب می‌تواند گزینه مناسبی برای آینده حرفه‌ای شما باشد.

کار به عنوان پزشک مغز و اعصاب علاوه بر اینکه ملزم داشتن دانش کافی از کالبدشناسی دستگاه عصبی و گرفتن تاریخچه دقیق می‌باشد، نیازمند استفاده از روش‌های زبردستانه تشخیص اختلالات نیز هست. با انجام معاینه کامل بالینی، پزشکان مغز و اعصاب ماهر از اینکه پیش از ارجاع بیمار برای انجام تست‌های آزمایشگاهی و تصویربرداری، از محل دقیق ضایعات آگاه شده‌اند به خود افتخار می‌کنند.

با وجود اینکه پزشکی مدرن برای رسیدن به تشخیص اختلالات به شدت وابسته به داده‌هایی است که از رایانه‌ها، فناوری‌های نوین و روش‌های تشخیصی بسیار پیچیده به دست می‌آید، اما یک متخصص مغز و اعصاب که تنها مجهز به یک چکش رفلکس، یک سنجاق قفلی، یک دیاپازون پزشکی یا حتی یک چراغ قوه خودکاری می‌باشد معمولاً قادر خواهد بود که به تشخیص دقیق‌تری دست‌ یابد؛ این امر می‌تواند به این دلیل باشد که پزشک مغز و اعصاب یافته‌های بالینی را به تنهایی تحلیل نمی‌کند و آنها را در کنار تاریخچه دقیقی که از بیمار گرفته است قرار می‌دهد – گرفتن تاریخچه به همان اندازه که معاینه بالینی از اهمیت بالایی برخوردار است، مهم می‌باشد. معمولاً متخصصین مغز و اعصابی که بر تشخیص اصلی خودشان پافشاری می‌کنند، در نهایت نیز تشخیصشان درست خواهد بود.

در صورتی که معاینه بالینی با گرفتن تاریخچه دقیق همراه باشد، از اهمیت قابل توجهی در تشخیص ضایعات برخوردار خواهد بود و علائمی مانند رفلکس‌های غیرمعمول تاندون عمقی و اختلالات اعصاب مغزی معنا خواهند داشت. انجام یک معاینه کامل عصبی شامل مراحل تشخیصی پیچیده‌ای می‌باشد اما یک پزشک متخصص مغز و اعصاب ماهر می‌تواند بدون از دست دادن دقت، به سرعت این معاینه را به پایان برساند. روش انجام معاینه عصبی تقریباً در 100 سال گذشته – یعنی از زمان پدران علم پزشکی مغز اعصاب: شارکو و بابینسکی – تغییر چندانی نکرده است و می‌تواند بینش بسیار خوبی در مورد مشکلی که بیمار از آن رنج می‌برد به پزشک متخصص بدهد.

تشخیص عصبی: استفاده از فناوری به بهترین شکل

تخصص پزشکی مغز و اعصاب برای دانشجویانی که به ترکیب معاینه بالینی دقیق با آخرین فناوری‌های به دست آمده در زمینه پزشکی علاقه‌مند می‌باشند، گزینه بسیار خوبی است. تست‌های نوروفیزیولوژی و تصویربرداری‌های عصبی در تخصص پزشکی مغز و اعصاب از جایگاه بسیار مهمی برخوردار می‌باشند. یک پزشک مغز و اعصاب ماهر می‌تواند نتایج تست‌های رادیولوژی پیچیده‌ای مانند MRI، MRA، سی تی اسکن و آنژیوگرافی مغزی را تحلیل کرده و آنها را ارزیابی کند. توانایی پزشک در ارزیابی سریع نتایج این تست‌ها در رسیدگی وی به وضعیت بیمار تاثیرگذار است. برای مثال متخصصین مغز و اعصاب باید بتوانند خونریزی‌های مغزی را از تجمعات کلسیمی خوشخیم، سکته‌ها را از تومور‌های مغزی و تورم ایجاد شده به دلیل عفونت را از فرایند‌های خودایمنی تفریق کنند. این متخصصین معمولاً برای محدود کردن موارد تشخیص تفریقی‌شان، با همکاران خود در بخش رادیولوژی مشورت می‌کنند تا بتوانند به تشخیص تفریقی دقیقی دست یابند.
این پیشرفت‌ها شامل روش‌های تصویربرداری PET، SPECT و MRI می‌باشند. دانشمندان علم مغز و اعصاب و پزشکان متخصص مغز و اعصاب سعی دارند که با همکاری یکدیگر، استفاده از روش‌های کاربردی مانند MRI را – که می‌تواند در آینده برای مشخص کردن اینکه کدام بخش مغز هنگام تحریک شدن با حرکات، افکار، تجربیات یا مواد بخصوص فعال می شود، استفاده شود-  بهینه‌تر کنند.

برای یک پزشک متخصص مغز و اعصاب، استفاده از فناوری‌های جدید تصویر‌برداری چیزی فراتر از صرفاً مراجعه به بخش رادیولوژی می‌باشد. روش‌های تشخیصی تحت اختیار این پزشک نیز شامل روش‌های مختلفی هستند که استفاده از آنها ویژه تخصص مغز و اعصاب می‌باشد و همه آنها نیز در زمره تست‌های الکتروفیزیولوژی قرار می‌گیرند. رایج‌ترین این تست‌ها الکتروانسفالوگرافی (EGG) می‌باشد که به ارزیابی فعالیت الکتریکی مغز با قرار دادن الکترودها برروی سر می‌پردازد. جریان‌های الکتریکی که توسط این الکترود‌ها شناسایی می‌شوند، می‌توانند نشان دهند که یک بیمار مبتلا به بیماری صرع می‌باشد یا نه و همچنین نوع و محل ایجاد تشنج‌ها را نیز مشخص کنند. این تست همچنین می‌تواند میزان عملکرد شناختی مغز و وجود مرگ مغزی را مشخص کرده و در تشخیص اختلالات صعب‌التشخیصی مانند بیماری کروتزفلد – جاکوب (جنون گاوی) نیز کمک‌کننده باشد. متخصصین مغز و اعصابی که به شکل اختصاصی در زمینه بیماری صرع کار می‌کنند معمولاً بیماران خود را برای انجام ارزیابی‌های EEG طولانی مدت به بیمارستان‌های مربوطه ارجاع می‌دهند.

برخلاف تست EEG که به بررسی جریان‌های الکتریکی در مغز می‌پردازد، تست الکترومیوگرافی (EMG) فعالیت الکتریکی اعصاب محیطی و عضلات را ارزیابی می‌کند. در اولین بخش از این تست، که بررسی هدایت الکتریکی اعصاب می‌باشد، متخصصین مغز و اعصاب با استفاده از الکترود‌ها به تحریک الکتریکی اعصاب حسی می‌پردازند تا به قدرت هدایت الکتریکی این اعصاب پی ببرند. در جریان انجام تست EMG، سوزن‌های کوچکی توسط پزشک متخصص به عضلات مختلف گردن، پشت، دست‌ها و پاهای بیمار وارد می‌شود و با ایجاد تحریک الکتریکی، این فرصت برای متخصص مغز و اعصاب فراهم می‌شود که بتواند اختلالات احتمالی در هدایت الکتریکی توسط اعصاب و عضلات را شناسایی کند. این تست به متخصصین مغز و اعصاب این امکان را می‌دهد که بتوانند بیماران را، از نظر ابتلا به اختلالات اعصاب محیطی و همچنین رادیکولوپاتی‌ها (تحت فشار قرار گرفتن اعصاب به دلیل حرکت دیسک‌ها در ستون مهره‌ها)، مورد ارزیابی قرار دهند. همچنین تشخیص بیماری‌های تحلیل‌برنده‌ای مانند میاستنی گراویس، با استفاده از تست‌های EMG بخصوصی که از تحریک مکرر و یا الکترومیوگرافی تک‌رشته‌ای استفاده می‌کنند، امکان‌پذیر است. تست EMG می‌تواند با هدایت دقیق تشخیص پزشک متخصص به عضله‌ای که دچار مشکل شده است، به درمان موثرتر بیماران مبتلا به دیستونی و اسپاسم‌های عضلانی حاد کمک کند.

اعمال بالینی ویژه در تخصص مغز و اعصاب

مانند بسیاری دیگر از زیرشاخه‌های پزشکی داخلی، کار به عنوان متخصص مغز و اعصاب نیز می‌تواند برای پزشکان با انگیزه‌ای که دوست دارند برای رسیدگی به بیماران بیشتر از مغزشان استفاده کنند تا دستانشان، لذت‌بخش باشد. فارغ از این امر، اعمال بالینی مختلفی در تخصص مغز و اعصاب می‌باشند که متخصصین این شاخه از پزشکی به شکل روزانه با آنها سر و کار دارند. معمول‌ترین این اعمال بالینی بذل نخاع می‌باشد که در جریان آن، پزشک باید یک سوزن را با احتیاط تمام به کیسه سخت‌شامه‌ای قرار گرفته در زیر ستون مهره‌ها وارد کرده و از مایع مغزی – نخاعی بیمار نمونه بگیرد.

این عمل بالینی، که روش انجام آن در طی یک قرن گذشته تفاوت چندانی نکرده است می‌تواند در تشخیص مشکلاتی مانند عفونت‌های حاد دستگاه عصبی – بخصوص التهاب عفونی پرده مننژ – و یا اسکلروز چندگانه (ام اس یا MS) و همچنین خونریزی‌های مغزی و آسیب‌های عصبی، موثر باشد. علاوه بر این، بذل نخاع می‌تواند به عنوان یک روش درمانی – با استفاده از تخلیه مایع مغزی – نخاعی در راستای التیام مواردی مانند تجمع مایعات در مغز (هیدروسفالوس) یا افزایش فشار درون جمجمه‌ای – مورد استفاده پزشکان مغز و اعصاب قرار گیرد. همچنین از این روش می‌توان برای تزریق مستقیم داروهای شیمی‌درمانی یا آنتی‌بیوتیک‌ها، برای درمان عفونت‌ها یا تومور‌های دستگاه عصبی مرکزی، استفاده کرد (بدون اینکه این داروها نیاز باشد از سد خونی – مغزی عبور کنند).

در نهایت پیشنهاد می کنیم که از طریق وبسایت درمانکده از بهترین نورولوژیست های تهران برای ویزیت حضوری و آنلاین نوبت بگیرید.

لینک کوتاه : https://khabarnews.com/?p=8629
سنجش

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.