3

واکاوی سه قتل ناموسی در یک ماه/ نام من درد است آیا می شناسیدم؟

  • کد خبر : 2487
  • 31 خرداد 1399 - 8:30
واکاوی سه قتل ناموسی در یک ماه/ نام من درد است آیا می شناسیدم؟
گاهی قلم هم تاب ندارد تا عمق درد را بیرون بریزد. این فاجعه را یارای شرح نیست. چه می شود که مردان ما به نام غیرت، با نهایت قدرت، جانان خود را بی جان می کنند؟

زینب دانشور

به گزارش خبرنیوز هنوز هم در غم و شوک از دست دادن رومینا دخترک 13 ساله تالشی که توسط پدرش با داس سر بریده شد بودیم که در فاصله ای چند روزه، نه حتی چند ماهه، سرنوشت همان گونه رقم خورد که آن عصر خونین برای آن طفل معصوم شکل گرفت.
خون چند رومینا و ریحانه باید جمع شود تا جوهری شود برای تصویب قانونی که آن ها را مصون بدارد؟ چند گلوی نازک زیر تیزی تیغ لازم است تا ثابت شود دختران و زنان ما نیازمند حمایت و کمک مسئولینی اند که می توانند جان پناه باشند؟
چه تفاوتی دارد رومینا، ریحانه و فاطمه باشدمهم این است که هر لحظه ممکن است نفس دختری از این سرزمین بریده شود با تیغ زنگار گرفته ای به نام غیرت و تعصب عرف زن ستیزانه ای که دختران ما را به مقتل می برد و مردان ما را به نام غیرت و تعصب و ناموس، پای دار.
چه زود خاک رومینا سردی آورد و یادمان برد چه زنان و دخترانی همانند او در همین کشور باستانی و بافرهنگ، زیر مشت و لگد و ضربات وحشیانه ای جان می دهند و خشم را تاب می آورند. چه زنانی که در این زندگی های نگون بار، پیر می شوند، در جهنم دنیایشان در سکوت سر می کنند و نهایتا کفن پوش می شوند و صدایشان به گوش کسی نمی رسد.

ریحانه قربانی خشم
ساعت 23 و 30 دقیقه یکشنبه 25 خرداد است که ریحانه دختر 22 ساله کرمانی به خانه می رسد. پس از بحث و جدل با پدر به خاطر دیر آمدن، به اتاقش می رود و آخرین جمله بر زبان پدر جاری می شود: بالاخره یک روز می کشمت.

دوشنبه 26 خرداد: خواهر ریحانه در مراجعه به منزل پدری با نبود اهالی خانه روبه رو می شود و در بسته اتاق ریحانه. پس از گذشت زمانی، پدر آشفته و با لباس هایی به هم ریخته به خانه می رسد و بدون حرفی دوباره از خانه خارج می شود. مادر ریحانه از راه می رسد و با شنیدن حرف های دخترش و نبودن ریحانه دلشوره می گیرد و در اتاق ریحانه را باز می کند.
اتاق ریحانه به هم ریخته و لباس هایش وسط اتاق ریخته شده بود. مادر و خواهر دخترک 22 ساله حین جمع کردن لباس ها متوجه خیس بودن آن ها می شوند و درمی یابند کف اتاق پر از خون است.
آن ها با دیدن این صحنه هولناک با پلیس تماس می گیرند و در تحقیقات ابتدایی مشخص می شود مسیر خون تا کنار خودرو رفته بنابراین فرضیه قتل پیش روی ماموران قرار می گیرد همچنین نبود یکی از تبرهای پدر ریحانه عامری، فرضیه قتل این دختر 22 ساله با تبر را پررنگ تر می کند. در ردیابی موبایل پدر ریحانه مشخص می شود وی در بیابان های روستای اختیارآباد بوده که در همین حین پدر وارد خانه می شود.

سکوت پدر
در حالی که پدر ریحانه سراسیمه و ساکت بود، صندوق عقب خودرو وی و پلاکش خون آلود بود. ساعت 11 شامگاه دوشنبه پدر ریحانه عامری سکوتش را شکست و ادعا کرد دخترش را با ضربات تبر به قتل رسانده و او را به بیابان های روستای اختیارآباد در اطراف کرمان منتقل کرده است.
ماموران در مراجعه به بیابان های اطراف روستای اختیارآباد با جسد خونین این دختر روبه رو شدند در حالی که گفته می شود ریحانه تا ساعت 21 زنده بوده و به خاطر خونریزی زیاد به کام مرگ فرورفته است.

قتل با میله آهنی
سرهنگ کوروش احمد یوسفی، معاونت اجتماعی پلیس کرمان با تایید قتل اعلام کرد که تحقیقات تکمیلی در این پرونده ادامه دارد و جزئیات آن در صورت دستور مقام قضایی اعلام خواهد شد همچنین قتل با تبر صحت ندارد و در این حادثه، میله آهنی که توسط پدر و در عصبانیت پرتاب شده با سر دختر برخورد کرده و موجب مرگ وی شده است.

قصد قتل از سه سال پیش
خواهر ریحانه عامری بعد از اعتراف پدر نزد تیم تحقیقاتی فاش کرد ریحانه در سال 96 نیز تا نزدیکی مرگ پیش رفته بود. تحقیقات نشان داد پدر ریحانه که از دست رفتارهای دخترش خسته شده بود 3 سال پیش ریحانه را تا حد مرگ کتک زده تا جاییکه دست و پای ریحانه شکسته بود و خواهرش او از قتل نجات داد.

گردن زنی کنار شط خون
یکشنبه 25 خرداد ساعت 22:30 :۲۳ سال بیشتر ندارد. چاقوی خونینی در دستش است و در کلانتری ۱۱ ولیعصر آبادان ادعا می کند همسرش به او خیانت کرده و به همین دلیل او را کشته. ماموران با مراجعه به صحنه جرم زن جوانی می بینند که سرش تنها به مویی بند است.
حبیب، قاتل جوانی که دخترعموی 19 ساله اش را به قتل رسانده چنین ادعا می کند: یک سال قبل و 2 روز بعد از مراسم عقد، فاطمه با مرد دیگری به مشهد فرار کرد. یک سال به دنبال او گشتم و بعد از بخشیدنش به آبادان برگرداندم. در فرصت مناسبی او را نزدیک رودخانه بردم و سرش را از تن جدا کردم.

روایت یکی از بستگان فاطمه
یکی از بستگان فاطمه برحی با بغض و هراس چنین می گوید: «خواهر فاطمه چند سال پیش با برادر قاتل ازدواج کرده بود و نتیجه این وصلت چیزی نبود جز صورتی همیشه کبود از ضرب و شتم! سقط جنین بر اثر ضربه هایی که بر تنش فرود آمده بود و سرانجام زنی دلمرده که رنگ رخسارش خبر می داد که او را امیدی به زندگی نیست.
به گفته او فاطمه نمی خواست به سرنوشت خواهرش دچار شود چون این برادر هم دست کمی از آن یکی نداشت بنابراین چند ماه بعد از عقد اجباری، با کمک یکی از دوستانش (دختر) فرار می کند.

پدر یا همدست؟
بنا به گفته یکی از بستگان مقتول، فاطمه به مشهد پناه می برد اما پدر، او را یافته و پس از بازگردان دخترش به آبادان با توجه به اینکه احتمال می داد دخترش به طرز فجیعی کشته شود تصمیم گرفت با دادن سم به زندگی اش پایان دهد اما مادر مانع کار شد تا اینکه پسرعموی فاطمه در اقدامی هولناک سر دختر جوان را برید.

رسم دیرینه دخترکشی
فاطمه برحی زندگی و کتک های خواهرش که با پسرعمویش ازدواج کرده بود را دیده بود و چون عمویش یکی از فروشندگان مواد مخدر در آبادان بود به خاطر ازدواج اجباری گریخت و به مشهد رفت. عموی فاطمه فرحی سال ها قبل نیز خواهرش را که عمه فاطمه می شد با توجه به اینکه شوهرش در زندان بود و درخواست طلاق داده بود به جرم خیانت سر برید و پس از مدتی از زندان آزاد شد.
عدنان شمایلی مردی که همان حوالی زندگی می‌کند از اوضاع دردناک و فاجعه‌بار جسد فاطمه می‌گوید، از اینکه سرش را با یک جسم تیز کاملا بریده بودند و اینکه احتمالا این کار وحشیانه نمی‌توانسته از یک جوان به‌تنهایی بربیاید.
او ادامه می دهد: براساس سنت عشایر و طوایف عرب اولین امکانی که برای ازدواج یک دختر در نظر گرفته می‌شود ازدواج با پسرعموست در این‌گونه موارد دخترها باید تسلیم اراده مردان خانواده و تصمیمات آن‌ها باشند. در غیر این صورت و در صورت امتناع از ازدواجی که برایشان در نظر گرفته شده آن‌ها را زنانی متمرد می‌دانند که خوش‌نام و نجیب نیستند.

حبیب در بند
سرهنگ تقی‌زاده فرمانده نیروی انتظامی شهرستان آبادان اظهار کرده که همسر فاطمه به جرم قتل بازداشت شده و برای تحقیق و بررسی در اختیار پلیس آگاهی این شهر است اما از آنجایی‌که قانون، ولی‌دم را صاحب خون می‌داند و معمولا قاتل یا خودش ولی‌دم است یا با هماهنگی ولی‌دم اقدام به قتل کرده، مورد شکایت و قصاص قرار نمی‌گیرد و بعد از اجرای نیم‌بند حبس از بابت وجه عمومی جرم، به زندگی معمولش برخواهد گشت.

سوگ های سیاه
سه قتل بی رحمانه در کمتر از یک ماه. فوران خشم و خشونت یا رواج فرهنگی غلط و عرفی رسوخ کرده در اذهان عشیره ها؟ هرچه هست زنان و دختران را هدف قرار دادند. مغزهای کوچک زنگ زده ای که خون هایی به ناحق می ریزند و پشتشان گرم است از حمایت قانون و همدستی ولی دم.
سنت دیرینه غلطی که دختران را مجبور به ازدواج با فامیل می کند و همین اشتباه فاطمه 19 ساله را بی تاب کرد و موجب فرارش شد و نتیجه ای نداشت جز جان سپردن آن هم با فجیع ترین شکل ممکن. پس از این اتفاق افراد زیادی به اتهام فرار یک زن متاهل او را لایق چنین شکنجه ای دیدند اما هیچ کس به زبان نیاورد که گناه دخترکی که به زور مجبور به ازدواج با فردی نالایق می شود چیست؟ یا تفاوت فرهنگی و عقیده ای دختری با پدرش در سبک زندگی که ریحانه را این چنین به کام نیستی برد و یا حتی دلدادگی رومینای 13 ساله که تیزی داس را برایش رقم زد.

مردسالاری چند قربانی می‌خواهد
چند بار دیگر باید عزادار دخترانمان از تجاوز و اسیدپاشی و قتل های به اصطلاح ناموسی باشیم تا قوانینی موثر برای حفاظت از حقوق زنان تصویب شود؟ چرا هر بار با شنیدن این ماجراهای وحشیانه چند روزی پروفایل سیاه می کنیم و پست های آن چنانی در اینستاگرام رد و بدل می کنیم و حتی گاه شعار حمایت از زنان سر می دهیم اما باز هم با حواشی بی اهمیت از یاد می بریم چه گفتیم و چه خواستیم؟
دختران روستایی بی گناه در شهر‌ها و روستا‌های همین خاک با سنگ، با تفنگ، با چاقو و با داس، جان می سپارند اما خاموش بدون غوغای رسانه ای و حتی بدون مرثیه و خونخواهی اما عامل مرگ آن ها همیشه مردهایی هستند که با تکیه بر زور مردسالاری آتش را به آشیانه این زنان می زنند اما باز هم ضرورت حضور انجمن های مردم نهاد حامی زنان در این مناطق درک نمی شود. چرا جار نمی زنیم که خواسته زنان حجاب نیست بلکه داشتن حقوق مساوی و امنیت جانی و روانی است. قانونی که به آن دل خوش کنند و با ترس و دلهره به رنج و محرومیت ادامه ندهند.

قصه پر غصه یک لایحه!
معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور در خصوص این قتل ها گفت: بهترین کاری که در حال حاضر برای پیشگیری از این نوع قتل‌ها می‌توانیم انجام دهیم، تسریع در اجرایی شدن لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت است.
لایحه تامین امنیت زنان که برای کاهش خشونت‌ها و تامین امنیت زنان در خانواده و جامعه تدوین شد، فراز و نشیب‌ها زیادی داشت که مهم‌ترینش با ارسال این لایحه به دلیل دارا بودن موارد جزایی به قوه قضائیه، آغاز شد.
مرداد سال ۹۶ این لایحه به قوه قضائیه می‌رود، در آنجا بحث‌های حقوقی و فقهی شکل می‌گیرد که اتفاقا با همکاری معاونت زنان و خانواده رئیس‌جمهوری بررسی می‌شود و تا آنجا پیش می‌رود که به گفته ابتکار اسفند ۹۶ طی نشستی چهار روزه و فشرده اصلاحات لازم انجام و در نهایت به اجماع می‌رسد.
سال ۹۷ با انتظار بازگشت این لایحه به دولت می‌گذرد، پیگیری معصومه ابتکار و همکارانش از قوه قضائیه نهایتا به این پاسخ می‌رسد که رئیس وقت قوه قضائیه برای بازگرداندن این لایحه به دولت و پایان کارش در قوه قضائیه تحت فشار است و صلاح دیده نمی‌شود که کار به سرانجام برسد.
سال گذشته و با حضور رئیس جدید قوه قضائیه امیدهایی زنده می‌شود اما آن‌طورکه معصومه ابتکار نقل می‌کند، عمر این امید و شادی چندان دوام پیدا نمی‌کند: «لایحه به دولت بازگشت اما با تغییرات زیاد و جرح و تعدیل‌هایی که بدون هماهنگی و نشست مشترک با معاونت زنان و خانواده صورت گرفت.»
اما این وسط قتل رومینا افکار عمومی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و باعث می‌شود رئیس‌جمهور دستور بررسی خارج از نوبت لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت در کمیسیون لوایح را صادر کند.

آمار قتل‌های ناموسی
آمار نداریم یا دست‌کم آمار رسمی اعلام شده از قتل‌های ناموسی نداریم. روزنامه شرق سال گذشته در گزارشی با استناد به مقالات دانشگاهی و پایان‌نامه‌هایی که به بررسی موضوع قتل‌های ناموسی پرداخته‌اند،از آمار بین ۳۷۵ تا ۴۵۰ مورد قتل ناموسی سالانه در کشور خبر داد.
با این توضیح که قتل‌های ناموسی در استان‌هایی با بافت فرهنگی قبیله و عشیره‌ای بالاتر از دیگر نقاط کشور است؛ خوزستان، کردستان، ایلام و سیستان‌ و ‌بلوچستان در رده‌های بالای رتبه‌بندی قتل‌های ناموسی قرار دارند.
معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهوری با اشاره به راه اندازی سامانه اطلس وضعیت زنان و خانواده که گزارشی از تحولات جامعه زنان ایران در ۴۰ سال اخیر است، می‌گوید: «در بسیاری از قوانین از جمله در قانون اساسی توجه جدی به موضوع عدالت جنسیتی شده است اما به لحاظ موضوعی با اهداف متعالی فاصله داریم که برای رفع این مشکل در سطح ملی و برای هر استان سند ارتقا وضعیت زنان مبتنی بر اطلس هر استان و نیازهای خاص آن‌ها پیگیری و بررسی شده است. تفاوت این سند در این است که مبتنی بر آمار و اطلاعات به تفکیک جنسیت‌هاست.»

منتظر قانون بمانیم
سه مورد قتل ناموسی طی یک ماه نشان می‌دهد چه آمار رسمی داشته باشیم، چه نداشته باشیم،‌ بحث خشونت‌های خانگی و قتل‌هایی چنین دست حساس و قابل توجه است. بخشی از بار کاهش چنین حوداثی قطعا بر دوش قانون و قانون‌گذار است، چیزی که به گفته ابتکار باید امیدمان به نهایی شدن هر چه زودتر لایحه حمایت از امنیت زنان باشد.
به اعتقاد ابتکار باید علاوه بر تغییرات در قوانین مثل تغییر در ولایت مطلق پدر و مجازات در چنین مواردی با آموزش و فرهنگ‌سازی خصوصا در سطح مدارس و دانشگاه‌ها افراد نسبت به خودمراقبتی و ارتقای مهارت‌های عمومی زندگی مجهز کنیم.
با این تفاسیر هنوز راه طولانی در پیش است که شاید تسریع در تصویب و اجرایی شدن قوانینی نظیر قانون حمایت از کودکان و نوجوانان و یا حمایت از امنیت زنان در برابر خشونت مهم‌ترین قدم‌ها محسوب شود.

لینک کوتاه : https://khabarnews.com/?p=2487

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 1
  1. سلام وادب و احترام
    سرکار خانم زینب دانشور
    مطلب شما را خواندم خوب الحق و والانصاف به مورد خوبی اشاره فرمودید و امیدوارم هرچه سریعتر دست اندرکاران قوانین را تصویب کنند ولی اینکه فرموده اید *مرد سالاری چند قربانی می خواهد* موافق نیستم
    به نظرم این عمل کشتن فرزند زیاد ارتباطی به مرد سالاری ندارد
    با تشکر

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.