6

با التماس می گفتند دست از سرمان بردارید…

  • کد خبر : 14333
  • 02 دی 1399 - 20:27
با التماس می گفتند دست از سرمان بردارید…
توصیه هایی به پزشکان دارم و او این است که طبیب باید بتواند بیمار خود را همواره شاد و امیدوار کند طوری که فرد با صحبت با او دلگرم و خوشحال باشد؛ یک پزشک خوب با این روش راه درمان بیمار خود را سریع تر و راحت می کند.
دکتر هرمز شمس

پدرم بنیان گذار چشم پزشکی در ایران و پدر بزرگم لسان الحکما یحیی شمس است؛ به یاد دارم روزی حضرت امام خمینی(ره) در یکی از سخنرانی هایشان فرمودند اخلاق یک طبیب باید همانند لسان الحکما باشد. بنده نیز همیشه و در همه حال سعی کرده ام همانند پدربزرگم باشم و به همه همکارانم نیز می گویم با بیمار خوش اخلاق و مهربان باشید.

دیپلم خود را در ایران گرفتم و بعدش  برای  ادامه تحصیل به آمریکا سفر کردم، بعد از گذراندن دوره عمومی برای تخصص به پاریس رفتم و بعد از آن سال ۱۳۵۵ به ایران بازگشتم.

سپس به دانشگاه تهران نزد پدرم رفتم و در آنجا همه تلاشم را برای خدمت رسانی درست به مردم انجام دادم، همکاری بنده با پدرم همانند سایر همکاران بود و هیچ فرقی بین من و سایر کارآموزان یا همکاران وجود نداشت.

پس از ۲ سال و با شروع جنگ تحمیلی ، برای کمک رسانی به مجروحان جنگی به اهواز اعزام شدم؛ آن زمان تعداد مصدومان در بیمارستان اهواز بسیار زیاد بود و ما مجبور بودیم در حیاط و فضای باز جلوی بیمارستان برای بستری آن ها استفاده کنیم، شرایط بسیار سخت و پزشک هم بسیار کم بود اما با همین امکانات توانستیم تا جایی که امکان داشت به بهترین نحو از بیماران مراقبت کنیم.

بعد از اتمام جنگ نیز به مرکز رسیدگی کودکان سرطانی رفتم و به کودکان و خانواده های آن ها خدمت کردم، تلخ ترین حاطره ها در زمان خدمتم را در این مراکز تجربه کردم؛ برخی از این کودکان که سن خیلی پایینی داشتند نمی توانستند سختی شیمی درمانی را تحمل کنند و با التماس می گفتند دست از درمان برداریم، این موقع بود که ما هم همانند والدین آن ها اذیت می شدیم و کاری از دستمان ساخته نبود؛ بدترین زمانی وقتی بود که کودک، درمان را دوام نمی آورد و جان خود را از دست می داد.

سال ۱۳۹۰ یا ۱۳۹۱ بود که بازنشسته شدم اما نمی توانستم دست از خدمت رسانی به مردم بردارم به همین علت برای کمک به بیماران به مرکز درمانی بیماران بهجت رفتم ؛ شیرین ترین خاطرات را نیز با این بیماران دارم زیرا از نژاد های مختلف بودند و من تمام وقت با آن ها زندگی کردم.

در این مدتی که از خداوند عمر گرفته ام تجربیات زیادی را به دست آورده ام یکی از آن ها آرامش است؛ همیشه سعی کرده ام در زندگی آرام باشد و مشکلات را بپذیریم این راز موفقیت بنده در زندگی است.

توصیه هایی به پزشکان دارم و او این است که طبیب باید بتواند بیمار خود را همواره شاد و امیدوار کند طوری که فرد با صحبت با او دلگرم و خوشحال باشد؛ یک پزشک خوب با این روش راه درمان بیمار خود را سریع تر و راحت می کند.

*متخصص بیماری های چشمی

بیشتر بخوانید:  ببینید: پیشرفت علم چشم پزشکی در ایران
لینک کوتاه : https://khabarnews.com/?p=14333

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.